تبلیغات
كارك ::: محفلی برای كارآفرینان و صاحبان كسب و كارهای كوچك

اسکرول بار

 
كارك
چیزی كه شروع نشده هرگز به پایان نخواهد رسید
درباره وبلاگ


محفلی برای كارآفرینان و صاحبان كسب و كارهای كوچك SBA, ایده پردازی و خلاقیت, تكنولوژی فكر, سبك زندگی

مدیر وبلاگ : احمدرضا علی بخشی
نظرسنجی
لطفا نظرتان را در مورد میزان رضایت و سودمندی محتوای وبلاگ بیان فرمایید.








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 



در این وبلاگ
در كل اینترنت
 
تماس با ما
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
افزایش بازدید
 
در تلگرام منتظر شما هستیم
عضویت در کانال تلگرام کارک
کارک عکس نوشته #74




نوع مطلب : عکس نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 فروردین 1397
احمدرضا علی بخشی

استارتاپی که بیماران مبتلا به اوتیسم را به عنوان کارمند استخدام می کند.

کارک استارتاپی که بیماران مبتلا به اوتیسم را به‌ عنوان کارمند استخدام می‌کند.

مادری که نگران آینده‌ی پسر مبتلا به اوتیسم خود بود، استارتاپی را راه‌اندازی کرده است که با استخدام این بیماران، توانایی و قابلیت‌های آن‌ها را به مردم نشان می‌دهد.

نیکلاس، پسر استلا اسپاناکوس، عمیقاً تحت تأثیر بیماری اوتیسم قرار داشت. با وجود تلاش‌های خستگی‌ناپذیر استلا و شوهرش برای یافتن مداوایی که به بهبود نیکلاس کمک کند، متأسفانه حال او با افزایش سن هیچ تغییری نمی‌کرد. پس‌ از اینکه پدر نیکلاس به‌ طور غیر منتظره‌ای فوت کرد، فاجعه‌ای تمام‌ عیار رخ داد. حالا استلا باید به‌ تنهایی برای آینده‌ی نامشخص نیکلاس برنامه‌ریزی می‌کرد.

اسپاناکوس می‌خواست مطمئن شود پسرش و سایر بیماران اوتیسم، از فرصت‌های هر روزه‌ای برای رشد شخصی، مشارکت اجتماعی و دستیابی به اهداف برخوردارند. او «مرکز نیکلاس» را به‌ عنوان یک خیریه‌ی تخصصی تأسیس کرد. او می‌خواست به خانواده‌های بیماران احساس امنیت و آرامش بیشتری ببخشد؛ به‌ طوری‌که وقتی والدین دیگر نمی‌توانستند از فرزندشان مراقبت کنند، نگران آینده‌ی او نباشند. 

کارک استارتاپی که بیماران مبتلا به اوتیسم را به‌ عنوان کارمند استخدام می‌کند.

در حال حاضر اسپاناکوس به‌ عنوان هم‌ بنیانگذار و مدیر توسعه‌ی مرکز نیکلاس فعالیت می‌کند. این مرکز علاوه بر حمایت از خانواده‌ها، مجموعه‌ای از دوره‌های آموزشی مهارت‌های اجتماعی و حرفه‌ای را برای بیماران اوتیسم برگزار می‌کند و همچنین به سه شرکت دیگر اسپاناکوس یعنی اسپکتروم دیزاین، اسپکتروم بیکز و اسپکتروم سادز، پشتیبانی حرفه‌ای ارائه می‌دهد. اسپکتروم دیزاین، یک فروشگاه لباس‌های سفارشی فعال و کاملاً کارا است که افراد مبتلا به اوتیسم را به‌ عنوان کارمند استخدام می‌کند و به آن‌ها فرصت می‌دهد در مشارکت‌های اجتماعی حضور داشته باشند.  اسپکتروم بیکز، کارگاه پخت و تهیه‌ی شیرینی‌های گرانولا است که توسط بچه‌های همین مرکز آماده می‌شود و اسپکتروم سادز سرویسی است که خدمات لباسشویی بوتیک ارائه می‌کند. مشتریان کسب‌ و کارهای فوق عبارت‌اند از شرکت گوگل، شرکت کمدی سنترال و بچز، شهرداری‌ها، مدارس و مراکز خیریه‌ی غیر انتفاعی.


کارک استارتاپی که بیماران مبتلا به اوتیسم را به‌ عنوان کارمند استخدام می‌کند.

پیشنهاد کسب‌ و کارهای اسپکتروم به مشتریان، شرکت در فرایند خریدی با اهداف بالاتر، نظیر اشتغال و  تجارب حرفه‌ای افرادی است که به بیماری اوتیسم مبتلا هستند. هدف آن‌ها آگاهی بخشی به مردم در خصوص توانایی‌ها و مهارت‌های افراد استثنایی است. مرکز نیکلاس که از این شرکت‌ها پشتیبانی می‌کند، مصمم است ثابت کند از مدل کسب‌ و کاری پایدار و پیش‌بینی پذیر برخوردار است. در واقع همه‌ی صنایع در سرتاسر جهان می‌توانند از این مدل استفاده کنند و گزینه‌های جدیدی برای یک زندگی کارا و سازنده در اختیار افراد مبتلا به اوتیسم قرار دهند. اسپاناکوس می‌گوید:

پسر من و همکلاسی‌های او، الهام‌بخش تیم ما در ایجاد فرصت‌هایی بودند که به‌طور معمول وجود نداشت. ما روی آنچه کارمندان می‌توانند انجام دهند متمرکز می‌شویم و هر روز، همان‌طور که شاهد رشد این افراد هستیم، روح خودمان نیز رشد می‌کند. کار کردن برای مراکز اسپکتروم، افتخار و شادی زیادی به ما هدیه داده است.

کارک استارتاپی که بیماران مبتلا به اوتیسم را به‌ عنوان کارمند استخدام می‌کند.

این کسب‌ و کار موجب شده است اسپاناکوس هدف جدیدی در زندگی خود دنبال کند. او در مصاحبه‌ای توضیح می‌دهد:

تا پیش از ۵۰ سالگی، حتی تصور هم نمی‌کردم که روزی چنین زندگی هدفمندی داشته باشم. گاهی اوقات طول می‌کشد تا هدف واقعی خود را پیدا کنید. ما کسب‌ و کار با ارزشی ساختیم که در هر لحظه به رشد ما کمک می‌کند. حالا وقتی شب‌ها سرم را روی بالش می‌گذارم، میدانم که اسپکتروم واقعیت دارد. آینده‌ای وجود دارد و ماندگار خواهد بود. این احساس برای من بسیار ارزشمند است.

کارک استارتاپی که بیماران مبتلا به اوتیسم را به‌ عنوان کارمند استخدام می‌کند.

فعالیت هر روزه‌ی اسپاناکوس برای او در حکم بزرگ‌ترین مأموریت زندگی است. او می‌خواهد اطمینان پیدا کند که پسرش در امان است و می‌تواند زندگی مفید و پرباری داشته باشد. او باور دارد که حتی اگر کوچک‌ترین تأثیر مثبتی در آینده‌ی بیماران اوتیسم داشته باشد، گامی در جهت ساخت دنیایی بهتر برداشته است. در دنیای امروزی بیماران اوتیسم با فرصت‌های رشد بسیار کمی روبرو می‌شوند و اسپاناکوس می‌خواهد در تغییر این شرایط، نقش مثبتی داشته باشد.

واقعیت این است که استلا در یک بازار بسیار رقابتی فعالیت می‌کند. با این‌ حال، افراد مبتلا به اوتیسم می‌توانند بسیار دقیق و با پشتکار عمل کنند و این اتفاقی است که به بهبود عملکرد اسپکتروم منجر شده است. کارمندان این شرکت می‌دانند که باید هر سفارشی را دقیق و کامل تحویل دهند و چیزی کمتر از این، قابل‌ پذیرش نیست.

کارک استارتاپی که بیماران مبتلا به اوتیسم را به‌ عنوان کارمند استخدام می‌کند.

اسپاناکوس به مردم توصیه می‌کند که بین کار و هدف زندگی خود، سازگاری و همسویی برقرار کند. او می‌گوید:

به صدای درونتان گوش بدهید. هنگامی‌که صبح بیدار می‌شوید و نمی‌توانید برای شروع کار صبر کنید، یعنی با خودتان در آشتی و صلح به سر می‌برید. فکر می‌کنید من می‌دانستم چنین آینده‌ای در انتظارم خواهد بود؟ هرگز! ولی بابت آن خوشحال و سپاسگزارم. به تلاشتان ادامه دهید و زمانی که نور اشتیاقی در درون خود احساس کردید، آن را دنبال کنید!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 فروردین 1397
احمدرضا علی بخشی

کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت سوم و پایانی)

تکنیک های خلاقیت

تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله کمک شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می نماید. به عبارت دیگر هر یک از تکنیک های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می کنند. این تکنیکها فردی و گروهی میباشند که تکنیکهای فردی شامل: توهم خلاق،DOIT ، تکنیک های گروهی شامل: طوفان فکری، دلفی، سینکتیکس و تکنیکهای مشترک شامل: اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژیک که محور اصلی این روش ها و تکنیک ها ، شکستن قالب های ذهنی است.


تکنیک طوفان ذهنی

طوفان ذهنی که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد در سال ۱۹۳۸ توسط الکس اساسبورن ابداع شد. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می شود: اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص یا انباشتن تمام ایده هایی که بطور خود به خود و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود بیابند.


تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی

طوفان ذهنی فردی با تولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملی می شود. نکته ی جالب توجه این است که فرد به هنگام انزوا از گروه دیگر ترسی از انتقاد ندارد و بدون هیچگونه محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد می باشد. اما مزیت طوفان گروهی این است که مشکلات ایده ی فرد بوسیله تجربه و خلاقیت افراد دیگر حل می شود و از بین می رود. اگر بخواهیم نتیجه مطلوبتری از طوفان ذهنی داشته باشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم .

کارک کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت سوم و پایانی)


تکنیک چرا؟

تکنیک چرا دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به کار می رود. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر ور وشنتر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده های جدیدی دست یابیم .


تکنیک توهم خلاق

خیلی اوقات آنچه را که فکر می کنیم واقعیت است، واقعیت نیست. واقعیتها با پنج حس انسان درک می شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر میکند باعث این خطا می شود. چشم می بیند، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است. کار ذهن مرتب کردن، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هایی است که پس از دیدن، مغز آن را ایجاد می کند بنابراین تصاویری که در ذهن است، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد. منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه کرده تا بدین وسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکاف های موجود در بافتهای عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد.


تکنیک پی. ام. آی  (P.M.I)

یکی از ارزش های این تکنیک آن است که انسان را مجبور می سازد تا دقایقی بر خلاف قالبهای ذهنی اش تفکر کند و به مرور نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و مسلط تر شود، لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند. نام این تکنیک بر گرفته از حروف اول سه کلمه به معنی افزودن، کاستن و جالب می باشد. روش کار چنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نکات منفی و نهایتا به نکات جالب و تازه ی آن که نه مثبت است و نه منفی، معطوف می کند و در پایان نسبت به تهیه لیست نکات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نکات منفی موضوع و لیست نکات جالب و تازه ی موضوع اقدام می کند. یکی از مهمترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم نه مواردی که نسبت به آن شک و ابهام داریم. به عبارت دیگر هر چه نسبت به موضوعی بیشتر بدبین یا خوشبین باشیم استفاده از این تکنیک کار گشاتر و اثر بخش تر خواهد بود.

برای یافتن نکات جالب کافی است که جمله ی (( چقدر جالب می شود اگر ……)) را کامل کنیم.

 

تکنیک DO IT

نام این تکنیک از حروف اول چهار کلمه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردن Identify  به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل کردن، تشکیل شده است. منظور از انتخاب این واژگان این است که برای حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود  و سپس ذهن را برای راه حلهای مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.


تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی

این تکنیک توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است. طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلوفر آبی می باشد بدین صورت که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به دور یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند. با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره های مورد استفاده در برنامه کامپیوتری، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی تقسیم بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی، مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراکز مجموعه های جدید پنجره را تشکیل می دهد .


کارک کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت سوم و پایانی)


تکنیک چه می شود اگر ….؟

به طور کلی برای خلاقیت باید فکر، از قالبهای ذهنی، شرایط موجود، پیش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده های جدیدی را تداعی کند. بر همین اساس این تکنیک کمک شایانی به آزادسازی فکر برای جمع آوری ایده های جدید می کند. در این روش توصیه می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات (( چه می شود اگر…؟ استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک میتوان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع بخصوصی استفاده کرد، ضمن اینکه بعنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.


تکنیک اسکمپر  SCAMPER

این تکنیک کاربرد اصلی آن بر پایه ایده یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار اثربخشی برای گروه ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این تکنیک قدرت تصور است تا آن را در جهات و بعد مختلف و ضروری به حرکت درآورد. این تحریک بوسیله یک سری سوالات تیپ و ایده برانگیز صورت می گیرد که شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش از خود سوال می کند و در نهایت با افزایش ایده ها، کیفیت ایده ها تضمین و ارتقاء می یابد. واژه SCAMPER از ابتدای حروف واژه های سوال برانگیز گرفته شده که در دستیابی ایده های نو بسیار موثر است .
حرف S بر گرفته از کلمه Substitution به معنی جانشین سازی است
حرف C بر گرفته از کلمه Combine به معنی ترکیب کردن است .
حرف A بر گرفته از کلمه Adapt به معنی رفاه، سازگاری و تعدیل کردن است .
حرف M بر گرفته از کلمه Maginfy به معنی بزرگ سازی است .
حرف P بر گرفته از کلمه Put to other uses به معنی استفاده در سایر موارد است .
حرف E بر گرفته از کلمه Ellimination به معنی حذف کردن است .
حرف R بر گرفته از کلمه Reverse به معنی معکوس سازی است
.





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 فروردین 1397
احمدرضا علی بخشی

چرا باید کالای داخلی بخریم؟

تاکید بر مصرف کالای ایرانی، فقط توصیه ای برای مصرف کنندگان نیست. بلکه تولیدکننده هم باید با ارائه کیفیت برتر و قیمت پایین تر، اجاره ندهد که مشتریان به کالای خارجی تمایل پیدا کنند. تولیدکننده باید مصرف کننده را محترم بشمارد و کالای مرغوب به او بدهد و مصرف کننده هم باید تا جنس ایرانی هست، جنس خارجی نخرد. البته این به آن معنا نیست که مردم، چشم بسته کالای نامرغوب و گران بخرند. بلکه منظور این است که مشتریان ضمن خرید کالای داخلی، عیب و ایراد آن را هم بگیرند، انتقاد کنند و به تولیدکنندگان داخلی برای بهبود کیفیت فشار بیاورند ولی دست از کالای ایرانی برندارند و از سوی دیگر همه دستگاههای اجرایی و تصمیم گیر باید از تولید داخلی و تولیدکننده ایرانی حمایت جدی نمایند.
در اینفوگرافیک «چرا باید کالای داخلی بخریم؟» سعی شده است به رایج ترین سوالات در این حوزه پاسخ داده شود که به همت پویش مردمی حامیان کار و تولید ایرانی تولید شده است.
کارک اینفوگرافی چرا باید کالای داخلی بخریم؟




نوع مطلب : اینفوگرافی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 17 فروردین 1397
احمدرضا علی بخشی
عکس نوشته #73




نوع مطلب : عکس نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 17 فروردین 1397
احمدرضا علی بخشی
کارک سخنرانی های تد #42

تعداد کمی از ما صاحب شغلی هستیم که در راستای تجربه‌های قبلی یا چیزی که در دانشگاه خواندیم است. جیسون شن در زیست‌‌شناسی تحصیل کرد ولی مدتی بعد در یک شرکت فن‌آوری، مدیر تولید شد. در این سخنرانی سریع و ادراک‌آور در مورد پتانسیل انسانی، شن در مورد این که کارجویان چطور می‌توانند خود را جذاب‌تر نشان دهند و چرا کارفرمایان باید بیشتر از مدارک تحصیلی به دنبال توانایی افراد باشند، چند طرز فکر جدید را به اشتراک می‌گذارد.





نوع مطلب : سخنرانی های TED، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 23 اسفند 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک عکس نوشته #72




نوع مطلب : عکس نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 23 اسفند 1396
احمدرضا علی بخشی

کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت دوم)

سابقه کارآفرینی در دنیا

در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأموریت نظامی بودند کارآفرین می خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت‌هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال ۱۷۰۰ میلادی به بعد درباره پیمانکاران دولت که دست اندرکار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است.

کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه‌های خود تشریح کرده‌اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال ۱۹۳۴ که همزمان با دوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر کارآفرینی» لقب داده‌اند.

از نظر وی «کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است» و نقش کارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد». همچنین کارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.


سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی

به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در بالا، سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی را می‌توان به پنج دوره تقسیم نمود:

دوره اول (قرون ۱۵ و ۱۶ میلادی): در این دوره به صاحبان پروژه‌های بزرگ که مسئولیت اجرایی این پروژه‌ها همانند ساخت کلیسا، قلعه ها، ‌تأسیسات نظامی و … از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید. کارآفرین اطلاق می‌شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است.

دوره دوم (قرن ۱۷ میلادی): این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به کارآفرینی اضافه شد کارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی می‌باشد.

دوره سوم (قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی): در این دوره کارآفرین فردی است که مخاطره می‌کند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می‌کند، بین کارآفرین و تأمین کننده سرمایه (سرمایه‌گذار) و مدیر کسب و کار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.

دوره چهارم (دهه‌های میانی قرن بیستم میلادی): در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یک جزء اصلی به تعاریف کارآفرینی اضافه شده است.

دوره پنجم، دوران معاصر (از اواخر دهه ۱۹۷۰ تاکنون): در این دوره همزمان با موج ایجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این ساز و کار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویکرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به کارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف کارآفرینی و کارآفرینان توجه نموده‌ا‌ند.

تا دهه ۱۹۸۰ سه موج وسیع، موضوع کارآفرینی را به جلو رانده است:

موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتابهای زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهای آنها، چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی و شیوه‌های سریع پولدار شدن می‌باشد. این موج از اواسط دهه ۱۹۵۰ شروع می‌شود.

موج دوم: این موج که شروع آن از دهه ۱۹۶۰ بوده شامل ارائه رشته‌های آموزش کارآفرینی در حوزه‌های مهندسی و بازرگانی است که در حال حاضر این حوزه‌ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.

موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه کارآفرینی و بنگاههای کوچک، تشویق رشد شرکت‌های کوچک و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می‌شود که از اواخر دهه ۱۹۷۰ آغاز شده است.

کارک کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت دوم)


سابقه کارآفرینی در ایران

علی‌رغم اینکه در کشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه ۱۹۷۰ به بعد به موضوع کارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه هم از اواخر دهه ۱۹۸۰ این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشکل بیکاری و پیش‌بینی حادتر شدن آن در دهه ۱۳۸۰ موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه کارآفرینی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ‌جهادکشاورزی، صنایع و معادن و فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت‌های آنها، مطرح شده است.

متأسفانه واژه کارآفرینی که ترجمه‌ای از کلمه Entrepreneurship است، موجب گردیده است که معنی ایجاد کار و یا اشتغال‌زایی از این واژه برداشت می‌شود. در حالیکه کارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغال‌زایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه (به ویژه در بین دانش‌آموختگان دانشگاهی)، موجب شده بسیاری از سیاستهایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه‌ها و سخنرانی‌های مسئولان در این خصوص، صرفاً جنبه اشتغال‌زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: بارور شدن خلاقیت‌ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتیکه فقط به جنبه اشتغال‌زایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بی‌بهره خواهیم ماند .


انواع کارآفرینی

کارآفرینی مستقل: فردی که مسئولیت اولیه‌ی جمع آوری منابع لازم برای شروع و یا رشد کسب و کاری را بسیج می‌نماید و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرآیند، محصول یا خدمات جدید می‌باشد. به عبارت دیگر کارآفرین فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره می‌کند و هدف اصلی‌اش سودآوری و رشد است.

کارآفرینی سازمانی: فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده، به ظهور می‌رسند. به تعریفی دیگر فعالیت‌های کارآفرینانه فعالیت‌هایی هستند که از منابع و حمایت سازمانی به منظور دستیابی نتایج نوآورانه برخوردار می‌باشد.

کارآفرینی شرکتی: کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید، فرآیندهای جدید و نظام‌های سازمانی نوین است.

کارآفرینی بین‌المللی: این فرآیند زمانی ایجاد می‌شود که کارآفرینان برای منابع، طراحی و توزیع کالا و خدمات خود به شبکه‌های جهانی وابسته هستند.

کارآفرینی اجتماعی: کارآفرینی در یک زمینه اجتماعی برای سازمان‌های غیر تجاری و اقتصادی را در برمی‌گیرد.


کارآفرین کیست؟

به راستی کارآفرین کیست؟ آیا کارآفرینان ویژگی‌های متمایزی از دیگران دارند؟ نگاهی به مسیر حرکت فعالیت‌های کارآفرینان و کنکاش در مبدأ و منشأ حرکت و انرژی آنان، منجر به شناسایی و ویژگی‌ها و ارایه تصویری اجمالی از خصوصیات کارآفرینان می‌شود.

کارک کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت دوم)


چه چیزی باعث می‌شود که نشاط حرکت به سختی و سکون غلبه کند؟ آرزوی آن چیزی که امروز نیست ولی فردا می‌تواند باشد، اولین چیزی است که جمود کارآفرین را درهم می‌شکند. یعنی کارآفرین آرزومند است.

آنچه جهت و سیر کارآفرین را برای رسیدن به آرزوهایش تعیین می‌کند از درون او بر می‌خیزد. یعنی کارآفرین کنترل درونی دارد.

او برای آنکه بتواند درست آنچه را که می‌اندیشد عینیت بخشد و عزم خود را عملی کند باید رئیس و کارفرمای خود باشد. یعنی کارآفرین نیاز به استقلال دارد.

ذهن پویای او مرزهای از پیش تعیین شده و قالب‌های رایج را درهم می‌شکند و با وجودی که همان چیزی را می‌بیند که دیگران می‌بینند، اما چیزی را می‌اندیشد که دیگران نمی‌اندیشند. یعنی کارآفرین خلاق است.

وقتی که خلاقیت از ذهن به عمل منتقل می‌شود، نوآوری صورت می‌گیرد. کارآفرین کسی است که می‌تواند خبر مخاطرات راه را برای دیگران بیاورد. یعنی کارآفرین خطرپذیر است.

او به جای آن که منتظر ضمانت بماند، به فکر و تلاش خود تکیه می‌کند، به مشکلات حمله می‌کند و پیش می‌رود پس منفعل نیست. یعنی کارآفرین روحیه‌ای تهاجمی دارد.

لحظه تصمیم آغاز، تنها زمانی نیست که او با ریسک مخاطره مواجه می‌شود. ابهام یک پایان نامعلوم، بر هر قدم این راه سایه می‌اندازد. یعنی کارآفرین قدرت تحمل این ابهام را دارد.

کسی که آگاهانه و پیشاپیش خود را در میدان مواجهه با مسائل می‌اندازد، باید توان سخت کار کردن در شرایط پر تنش را هم داشته باشد. یعنی کارآفرین با وجود تنش زیاد، کارایی خود را حفظ می‌کند.

البته ذکر این مطلب نیز لازم است که تعریف مجموعه‌ای از صفاتی که کارآفرین ایده‌آل را به تصویر می‌کشد امکان پذیر نیست و از طرفی هر فرد کارآفرین تمام ویژگی‌های به دست آمده در تحقیقات کارآفرینی را ندارد.

کارک کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت دوم)


با توجه به تعاریف ارائه شده در این خصوص می‌توان گفت کارآفرین کسی است که:

کار و اشتغال ایجاد کند. خود اشتغالی و دیگر اشتغالی در سطوح مختلف جامعه ایجاد کند. محصولات یا خدمات جدید به وجود آورد. خلاقیت و نوآوری کاربردی در توسعه خدمات، صنعت و اطلاع رسانی داشته باشد.
با خطرپذیری، فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی انجام دهد. نیازها را شناسایی و آنها را برآورده سازد، منابع و امکانات را به سوی هدف‌های تولیدی و تکنیکی هدایت کند، برای تقاضاهای بالقوه محصول بیافریند، (پیش‌بینی در عرضه و تقاضا) ایده خلاق را به ثروت تبدیل کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 اسفند 1396
احمدرضا علی بخشی

چالش های تبدیل شدن از آزادکار به کارآفرین

کارک چالش های تبدیل شدن از آزادکار به کارآفرین

شاید فکر کنید آزادکاری همان کارآفرینی است، درصورتی‌که هیچ شباهتی با هم ندارند. در کارآفرینی هیچ تعادلی میان کار و زندگی وجود ندارد و اگر مراقب نباشید کار تمام زندگی‌تان می‌شود.

اغلب افرادی که رویای کارآفرینی را در سر دارند فکر می‌کنند با انجام این کار می‌توانند تعادل منطقی‌تری را بین زندگی شخصی و زندگی کاری برقرار کنند. بیشتر کارمندانی که ساعات کاری معمولی دارند بین ساعت ۹ صبح تا پنج بعدازظهر کار می‌کنند. یعنی در واقع منزل را ساعت هشت صبح ترک می‌کنند و ساعت ۶ عصر به خانه باز می‌گردند. گاهی اوقات زمانی که حجم کاری بالا باشد مجبور هستند بیشتر در شرکت بمانند و بین ساعت هفت تا هشت عصر به خانه می‌رسند. بعد از رسیدن به منزل مدت کمی فرصت دارند تا شام بخورند و برای آغاز یک روز کاری دیگر آماده شوند. بنابراین با خودشان فکر می‌کنند اگر کارآفرین شوند و کسب‌ و کار خودشان را راه‌اندازی کنند می‌توانند تعادل بهتری میان زندگی شخصی و زندگی کاری برقرار کنند. در ادامه‌ی این مقاله‌ی به بررسی بیشتر تفاوت‌های آزادکاری و کارآفرینی همراه با توصیف داستان زندگی شخصی می‌پردازیم که تصمیم می‌گیرد کار کردن برای دیگران را رها کرده، ابتدا آزادکاری و سپس کارآفرینی را تجربه کند.

کارک چالش های تبدیل شدن از آزادکار به کارآفرین

کارآفرینی و آزادکاری تفاوت‌های زیادی دارند

به‌عنوان مثال تصور کنید فردی که پیشتر روند کاری او را بررسی کردیم تصمیم می‌گیرد کار کردن برای دیگران را رها کند و آزادکار باشد. این فرد برند شخصی خودش را می‌سازد و با توجه به تجربه‌ای که در این مدت کسب کرده است می‌تواند پروژه‌های مربوط به تولید محتوا، پیدا کردن مشتری و کپی رایتینگ چند شرکت را به طور همزمان پیش ببرد. این فرد ساعات کاری خود را کاهش داده است اما در عین حال درآمدش نسبت به شغل قبلی چندین برابر افزایش پیدا کرده است. این موقعیت شغلی ایده‌آل تنها سه هفته دوام می‌آورد و فرد مورد نظر تصمیم می‌گیرد با کمک دوستش کسب‌ و کار جدیدی را راه‌اندازی کند.

راه‌اندازی شرکت جدید

این شخص تصور می‌کند راه‌اندازی یک شرکت جدید می‌تواند درآمدش را افزایش دهد و تنها دو الی سه ساعت بیشتر نسبت به زمانی که آزادکار بود باید برای آن وقت بگذارد. درصورتی‌که چنین طرز تفکری حتی به واقعیت هم نزدیک نیست. این دو بنیان‌گذار شرکت خودشان را با یک ایده‌ی جدید راه‌اندازی کرده‌اند اما نمی‌توانند برای آن مشتری پیدا کنند و در نتیجه شکست می‌خورند. بنابراین مجبور هستند روزی ۱۴ ساعت زمان بگذارند و روی ایده‌ی جدید و پیدا کردن مشتری‌های مورد نظر کار کنند. ناگهان احساس می‌کنند تمام چیزهایی که تا به حال برای آن زحمت کشیده‌اند از بین رفته است.

لذت بردن از قهوه‌ی صبحگاهی جای خودش را به قهوه‌هایی می‌دهد که با عجله خالی می‌شوند تا انرژی لازم برای کار کردن تا دیروقت فراهم شود. احساس مسئولیت اجازه‌ی استراحت به هیچ‌کدام از دو بنیان‌گذار را نمی‌دهد و همه‌ی زندگی‌شان در کار خلاصه می‌شود. بعد از گذشت چهار ماه کار بی‌وقفه اتفاقات خوبی پیش می‌آید و در نهایت شرکت با نام جدیدی کار خودش را آغاز می‌کند. بعد از روبه‌راه شدن کارها روند استخدام کارمند آغاز می‌شود و بنیان‌گذاران احساس می‌کنند با تقسیم وظایف، دوباره می‌توانند به دوران خوش روزی دو تا سه ساعت کار برسند. تا اینکه با استخدام کارمند پنجم متوجه می‌شوند هیچ موقع نمی‌توانند به آرزوی رویایی خود دست پیدا کنند. آن‌ها دیگر آزادکار نیستند بلکه بنیان‌گذار شرکتی هستند که با سرعت زیادی پیشرفت می‌کند و این موضوع تا سال‌های آینده ادامه خواهد داشت.

کارک چالش های تبدیل شدن از آزادکار به کارآفرین

انتظارات نامناسب ممکن است برای هر کارآفرینی پیش بیاید

فکر می‌کنید کارآفرینی نسبت به زندگی کارمندی راحت‌تر است در صورتی‌ که این‌طور نیست. فکر می‌کنید کارآفرینی یعنی زمان بیشتری برای خودتان خواهید داشت در صورتی‌ که این‌طور نیست.

فکر می‌کنید کارآفرینی یعنی کسب درآمد با سرعت بیشتر در صورتی‌ که این‌طور نیست. (حتی شاید لازم باشد در چند سال اول تمام درآمد خود را برای گسترش کسب‌ و کار خرج کنید.)

فکر می‌کنید کارآفرینی برابر است با آزادی بیشتر در صورتی‌ که این‌طور نیست.

کارک چالش های تبدیل شدن از آزادکار به کارآفرین

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کارآفرینی برقرار تعادل میان کار و زندگی است

ساعات کاری یک کارمند معمولی از ۹ صبح آغاز می‌شود در صورتی‌ که یک کارآفرین باید روز خود را از ۶ و نیم صبح و با خواندن ایمیل‌های کاری در موبایل آغاز کند. ترک کردن شرکت در ساعت پنج عصر عملا غیر ممکن است و حتی ممکن است زمانی که دفتر را ترک می‌کنید روز دیگری آغاز شده باشد. لیست انجام کارها نه تنها تمام نشده بلکه طولانی‌تر می‌شود. در واقع می‌توان گفت مرز بین زندگی و کار به اندازه‌ای کمرنگ می‌شود که نمی‌توان اصلا آن را تشخیص داد. تعطیلات آخر هفته هیچ معنایی ندارند و حتی شاید مجبور باشید زمانی که با خانواده هستید باز هم به مشتری‌ها فکر کنید. کارآفرینی یعنی برعکس شدن زندگی و انجام دادن کارهایی که تا به حال در زندگی خود انجام نداده‌اید.

شاید با خودتان فکر کنید چنین فردی باید هرچه سریع‌تر کار خود را رها کند اما یک کارآفرین هرگز نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد. کارآفرینان نسبت به کاری که آغاز کرده‌اند متعهد هستند و نسبت به افرادی که استخدام کرده‌اند و حتی مشتری‌های شرکت احساس مسئولیت می‌کنند. آن‌ها هرگز راضی نمی‌شوند کاری که آغاز کرده‌اند را رها کنند و این موضوع در نهایت میزان استرس و فشاری که دارند را افزایش خواهد داد.

اگر می‌خواهید کسب‌ و کار خودتان را راه‌اندازی کنید یا در حال حاضر درگیر آن شده‌اید باید بدانید که هیچ تعادلی میان کار و زندگی نخواهید داشت. شما تبدیل به کارتان می‌شوید و این تعریف کارآفرینی است. شرکت بدون حضور شما وجود نخواهد داشت و مشتری‌هایتان از برند دیگری خرید خواهند کرد. حتی کارمندان نیز بدون شما حاضر به کار کردن در شرکت نیستند و جذب محیط کار دیگری می‌شوند. این یعنی حجم کاری زیاد، فرصتی را برای استراحت فراهم نخواهد کرد و باید خودتان فکری برای این موضوع کنید. سعی کنید بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنید تا بهره‌وری بالاتری داشته باشید.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 14 اسفند 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک عکس نوشته #71




نوع مطلب : عکس نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 14 اسفند 1396
احمدرضا علی بخشی

کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (1)

چکیده

در دنیای در حال تحول امروز، کامیابی از آن جوامع و سازمانهایی است که بین منابع کمیاب و قابلیتهای مدیریتی و کارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازد. به عبارتی دیگر جامعه و سازمانی می‌تواند در مسیر توسعه، حرکت رو به جلو و با شتابی داشته باشد که با ایجاد بسترهای لازم منابع انسانی خود را به دانش و مهارت کارآفرینی مولد تجهیز کند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت کنند.

امروزه که کار و فعالیت شکل تازه ای به خود گرفته است و به سوی خودکارفرمایی و خوداشتغالی در حرکت است، کارآفرینی و کارآفرینان نقش کلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می‌کنند. تجارب کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، مالزی و هند آکنده از فعالیتهای چشمگیر کارآفرینانی بوده است که امروز به توسعه یافتگی کشور خود می بالند. باید توجه داشت که کارآفرینان تنها به ایجاد فرصتهای شغلی جدید نمی پردازند بلکه با ساختار، تفکر، تحرک و فرهنگ لازم دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانه های کهن بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند.

با توجه به نقش و اهمیت کارآفرینی و سابقه درخشان کارآفرینان در توسعه بسیاری از کشورها و با توجه به مشکلات اقتصادی زیادی که کشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی می طلبد، ترویج و اشاعه مفهوم کارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی کارآفرینی و مهمتر از همه تربیت افراد (به ویژه تحصیلکردگان) کارآفرین سازمانی برای تمامی جوامع بــه خصوص برای جوامع درحال توسعه ای مانند ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است.

کارک کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت اول)


مقدمه

شرایط اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز کشور به گونه ای است که حل مشکلات و تنگناها، الگوها و راه حلهای جدید و متفاوتی را طلب می کند. ترکیب جمعیتی جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت سه عامل عمده ای هستند که موجب می شوند سیاستگزاران و تصمیم سازان کلان کشور به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شک آن منبع جز ابتکار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست.

اکنون در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان منشا تحولات بزرگی در زمینه‌های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و از آنها نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. چرخهای توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت در می آید. در اهمیت کارآفرینی همین بس که طی بیست سال (۱۹۸۰ – ۱۹۶۰) در یکی از کشورهای جهان سوم (هند) تنها ۵۰۰ موسسه کارآفرینی شروع به کار کرده‌اند و حتی بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان برای حل مشکلات خود به کارآفرینان روی آورده‌اند.

امروزه نیروی انسانی به عنوان یک منبع نامحدود و محور هر نوع توسعه مطرح می باشد. در این بین کارآفرینان به طورخاص دارای نقشی موثرتر در فرآیند توسعه اقتصادی‌اند. تحقیقات نشان داده که بین رشد اقتصادی و تعداد کارآفرینان در یک کشور همبستگی مثبت وجود دارد. زیرا کشوری که دارای تعداد زیادی کارآفرین باشد از محرکهای تجاری و اقتصادی قویتری برخوردار است.

آموزش و پرورش کارآفرینان سازمانی نیازمند یک متدولوژی آموزشی اجرایی برای همکاری تنگاتنگ بین صنعت و دانشگاه جهت مواجهه با فشارهای شدید اجتماعی حاصل از رشد سریع فناوری و کمبود نیروی انسانی متخصص در جهان امروز است.

در این روش که عنوان کارآفرینی یافته، انسانها به گونه ای پرورش می یابند که خود در جهت خلق کار قدم بردارند. مشاهدات حاصل از اعمال این متدولوژی به صورت موردی در قالب مأموریت اجتماعی، اهداف، مقصد مشخص، و نیز فعالیتهای مترتب آن منعکس گردیده اند.

کارک کارآفرینی و تاریخچه آن در ایران و جهان (قسمت اول)


تعریف کارآفرینی

کارآفرینی، واژه ای است نو که از معنی کلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد. این واژه به جای کلمه Entrepreneurship به کار می رود که در اصل از کلمه فرانسوی ENTREPRENDER به معنای متعهدشدن نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه نامه وبستر کارآفرین کسی است که متعهد می شود یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر، کارآفرین را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانسته‌اند. وی معتقد است کارآفرین یک مدیر صاحب فکر و ابتکار است که همراه با خلاقیت، ریسک پذیری، هوش، اندیشه، و وسعت دید، فرصتهای طلایی می آفریند. او قادر است که با نوآوریها تحول ایجاد کند و یک شرکت زیان ده را به سوددهی برساند.

سیر  تکامل فعالان اقتصادی یا کارآفرینان نشان می دهد که کارآفرینی در نظریه های اقتصادی تبلور یافته و به عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته و از قرن پانزدهم تاکنون در کانون بحث مکاتب مختلف اقتصادی قرار داشته است. اما سابقه مفهوم کارآفرینی در دانش امروزی به دویست سال پیش برمی‌گردد. اولین کسی که این مسئله را مطرح کرد فردی به نام کانتیلون است. این واژه دستخوش تعاریف جدید شده و ترجمه آن در ایران به معنای همان کسی است که زیر بار تعهد می رود. امروزه بسیاری از شرکتها به لزوم کارآفرینی سازمانی پی برده اند.

می توان گفت در واقع‌، هنوز هم‌ تعریف‌ کامل و جامع‌ که مورد پذیرش‌ همه‌ی‌ صاحبنظران‌ قرار گیرد از واژه کارآفرینی ارائه‌ نشده‌ است‌، لیکن‌ در این‌ بین‌ تئوری‌ و تعاریف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتریشی‌ به‌ نام‌ جوزف‌ شومپیتر از کارآفرینی‌ و نقش‌ کارآفرینان‌ در فرآیند توسعه؛‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اکثر محققین‌ در این‌ زمینه‌ است‌. بر طبق‌ نظر وی‌ کارآفرین‌ نیروی‌ محرکه اصلی‌ در توسعه‌ اقتصادی‌ و موتور توسعه‌ می‌باشد و نقش‌ وی‌ عبارت‌ است‌ از نوآوری‌ یا ایجاد ترکیب‌های‌ تازه‌ از مواد. شومپیتر مشخصه اصلی‌ کارآفرین‌ را «نوآوری‌» می‌دانست‌ و کار یک‌ کارآفرین‌ را «تخریب‌ خلاق‌» تعریف‌ کرد. وی‌ در کتاب‌ «نظریه‌ اقتصاد پویا» اشاره‌ می‌کند که‌ تعادل‌ پویا از طریق‌ نوآوری‌ و کارآفرینی‌ ایجاد می‌گردد و اینها مشخصه‌ی‌ یک‌ اقتصاد سالم‌ هستند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 8 اسفند 1396
احمدرضا علی بخشی

چگونه از مدیران بازخورد بگیریم؟

کارک چگونه از مدیران بازخورد بگیریم؟

طبق نظرسنجی‌های انجام شده حدود ۶۰ درصد از کارمندان دوست دارند به صورت روزانه یا هفتگی از طرف رئیس خود بازخورد بگیرند. جالب‌تر این است که این عدد برای کارمندان زیر ۳۰ سال به ۷۲ درصد می‌رسد. بنابراین می‌توان اینطور نتیجه‌گیری کرد که اغلب کارمندان ترجیح می‌دهند به طور مرتب بازخورد بگیرند اما تعداد کمی از آن‌ها می‌دانند که چگونه باید این کار را انجام دهند و سپس از این بازخوردهای سازنده برای بهبود عملکرد خود استفاده کنند. افرادی که قصد دارند در مسیر کاری خود پیشرفت کنند باید از افراد باتجربه‌تر در مورد نحوه‌ی کار بازخورد بگیرند و سپس تغییرات لازم را در روند کاری خود اعمال کنند. بازخوردها به روشن شدن انتظارات کمک می‌کنند و باعث می‌شوند زمان و انرژی بیهوده‌ای برای امتحان کردن راه‌های جدید صرف نشود. کارمندانی که به دنبال بازخورد گرفتن از مدیران هستند و برداشت عاقلانه‌ای از حرف‌های طرف مقابل دارند به یکی از بهترین کارمندان از نظر عملکرد در زمینه‌ی کاری خود تبدیل می‌شوند. شاید کم پیش بیاید که مدیر یک شرکت به صورت داوطلبانه بخواهد تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دهد و بازخوردهای سازنده‌ای به آن‌ها بدهد. از طرفی تعداد کمی از کارمندان وجود دارند که می‌توانند در میان صحبت‌های خود از مدیران بازخورد بگیرند. در ادامه‌ی این مقاله‌ی به بررسی بیشتر راه‌های انجام این کار می‌پردازیم.
کارک چگونه از مدیران بازخورد بگیریم؟

1-  زمان و مکان مناسبی را انتخاب کنید

هیچ مدیری بدش نمی‌آید که بخواهد در مورد عملکرد کارمندانش نظر بدهد اما این کار باید در زمان و مکان درست انجام بگیرد. به‌ عنوان مثال هنگام صرف ناهار یا وقتی که مدیر نتوانسته است معامله‌ی مورد نظر خود را داشته باشد زمانی مناسبی برای مطرح کردن این موضوع نیست. بهترین کار این است که موضوع را با آن‌ها در میان گذاشته و بخواهید خودشان زمان و مکان مناسب را برای یک جلسه‌ی کوچک تعیین کنند. به آن‌ها ایمیل بزنید و بگویید که می‌خواهید نظرشان را در مورد عملکرد خود جویا شوید. اینکه آیا توانسته‌اید انتظاراتشان را برآورده کنید یا خیر. همچنین به آن‌ها بگویید که به دنبال راهی برای بهبود عملکرد خود هستید و می‌خواهید در یک جلسه‌ی ۱۵ دقیقه‌ای با آن‌ها در مورد این موضوع صحبت کنید. تعیین زمان و مکان بسیار مهم است. فراموش نکنید که چون با رئیس تان در یک مکان عمومی قرار گرفته‌اید دلیلی نمی‌شود بخواهید از فرصت استفاد کرده و سوالتان را در حضور دیگران مطرح کنید. مدیران در طول روز ایمیل‌های زیادی دریافت می‌کنند بنابراین بسیار طبیعی است که درخواست شما را فراموش کنند. اگر اولین ایمیلتان بدون جواب ماند ناامید نشوید و چند روز بعد درخواست خود را مجددا اعلام کنید.


2- موضوع مشخصی را مطرح کنید

زمانی که با درخواستتان موافقت شد و وارد جلسه شدید بهتر است که موضوع مورد بحث را به سه یا چهار مورد محدود کنید. به‌ عنوان مثال در مورد توانایی‌های اصلی، عملکردی که روی آخرین پروژه داشته‌اید و فرصت‌هایی که در آینده برای گسترش توانایی‌های خود می‌توانید داشته باشید صحبت کنید. فراموش نکنید که همه چیز را ساده بیان کنید. اگر می‌خواهید در مورد پروژه‌ی خاصی بازخورد بگیرید بهتر است کلی گویی را کنار گذاشته و مستقیم سراغ همان پروژه بروید. مدیر خود را با سوال‌های گوناگون سردرگم نکنید. تمرکز خود را روی موضوعاتی بگذارید که برایتان اهمیت بیشتری دارند. حتما در طول جلسه صحبت‌های مدیر خود را یادداشت کنید. بعد از پایان جلسه نیز فعال باشید. زمانی که صحبت‌ها هنوز تازه هستند یک ایمیل جدید برای مدیر خود ارسال کنید و توضیح دهید که چه برنامه‌ای برای به کار بردن بازخوردهای او خواهید داشت. متن ایمیل را کوتاه بنویسید و این موضوع را بین خودتان نگهدارید. نیازی به بازگو کردن این موضوع به کارمندان منابع انسانی یا مدیران ارشد نیست مگر اینکه از شما خواسته شده باشد چنین کاری انجام دهید.
کارک چگونه از مدیران بازخورد بگیریم؟

3- بازخوردها را در عملکرد خود لحاظ کنید

فراموش نکنید بازخوردی که تأثیری روی کار نداشته باشد هیچ فایده‌ای ندارد. مدیران به این موضوع توجه می‌کنند و اگر تأثیر حرف‌های خود را مشاهده نکنند احتمالا دیگر نمی‌توانند مانند گذشته روی شما حساب باز کنند. اعمال نکردن بازخوردها برای آن‌ها به این معنا است که شخص مورد نظر هیچ ایده‌ای در مورد عملکرد خود ندارد و نمی‌داند که چگونه باید برای بهبود آن اقدام کند. بنابراین بعد از جلسه‌ی مورد نظر برای خودتان یک هدف ۳۰ روزه تعیین کنید. تعیین محدوده‌ی زمانی بسیار مهم است و کمک می‌کند ارزیابی بهتری از عملکرد خودتان در مدت زمان مشخص داشته باشید. بعد از انجام این کار یک ایمیل دیگر برای مدیر خود ارسال کنید و روند پیشرفتتان را توضیح دهید. در متن ایمیل از مثال‌های واضح استفاده کنید، کارهایی که انجام داده‌اید را به طور کامل توضیح دهید، مهارت‌هایی که کسب کرده‌اید را عنوان کنید و در نهایت نتیجه‌ی کار را برای آن‌ها شرح دهید. برگزاری جلسه و بازخورد گرفتن از مدیران هدف نهایی نیست. شما باید به خودتان و رئیس تان نشان دهید که می‌توانید تغییرات مفیدی را روی رفتار و نحوه‌ی عملکرد خود لحاظ کنید. همچنین به آن‌ها نشان دهید که این تغییرات چه تأثیر مثبتی روی کل مجموعه می‌گذارند.


4- بازخوردها را به روند کاری تبدیل کنید

هدف نهایی از گرفتن بازخوردهای سازنده، تبدیل کردن آن‌ها به یک روند انجام کار است. در بسیاری از شرکت‌ها جلسات منظم ۶ ماهه برگزار شده تا عملکرد هر کارمندی مورد بررسی قرار بگیرد. متناوب بودن این جلسات اجازه نمی‌دهد عملکردهای اشتباه به عادات دائمی تبدیل شوند. شرکت‌هایی که بعد از پایان هر پروژه یا پایان هر ماه این کار را به طور مرتب انجام می‌دهند معمولا عملکرد بهتری دارند. در مقابل شرکت‌هایی وجود دارند که برنامه‌ی مشخصی برای بازبینی عملکرد و بازخورد دادن به کارمندان ندارند. در چنین شرایطی بهترین کار این است که درخواست از طرف کارمند ارائه شود. بازخورد گرفتن تنها به مدیران محدود نمی‌شود شما برای بهبود رفتار خود می‌توانید از همکارانتان نیز کمک بگیرید. این کار را به طور مرتب انجام دهید و عملکرد و رفتارتان را بر اساس انتقادهای سازنده بهبود دهید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 8 اسفند 1396
احمدرضا علی بخشی

فاکتورهای ضروری جذب سرمایه از نگاه یک سرمایه گذار VC

کارک فاکتورهای ضروری جذب سرمایه‌ از نگاه یک سرمایه‌گذار VC

مدیر یکی از برترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر ژاپن ارتباطات حرفه‌ای و مدل کسب‌ و کار هوشمندانه را رمز موفقیت استارتاپ‌ها می‌داند.

راکوتن(Rakuten)  بزرگ‌ترین شرکت تجارت الکترونیک مستقر در توکیو است که با عنوان آمازون ژاپن نیز شناخته می‌شود. یکی از افرادی که به رشد سریع این شرکت کمک زیادی کرده، سائه مین آن، مدیر راکوتن ونچر (بازوی وی سی شرکت) است. فعالیت مین آن، از توسعه‌ی راکوتن در جنوب شرق آسیا و با سرمایه‌گذاری روی شرکت‌هایی شروع شد که می‌توانستند ارزش راکوتن را افزایش دهند. او حالا می‌گوید این حرفه را خیلی زود و البته بدون آگاهی کافی پذیرفته است، به‌طوری‌که هنوز وقتی به سرمایه‌گذاری‌های ابتدایی خود نگاه می‌کند، دچار دلهره می‌شود.

بهره‌برداری تجاری از فرصت‌ها

مین آن در پیگیری و بررسی پتانسیل کسب‌ و کارهای مختلف، از تخصص و تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای برخوردار است. او فرمول و قواعد خاصی را تنظیم کرده که با استفاده از آن‌ها، دقیقاً متوجه می‌شود آیا سرمایه‌گذاری روی کسب‌ و کار پیشنهادی، به نفع راکوتن خواهد بود یا خیر. او مهم‌ترین فاکتور اولویت‌های خود را این‌گونه توصیف می‌کند:

مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که آیا یک کسب‌ و کار، از مزیت اطلاعات نامتقارن برخوردار است؟ روابط واقعی خرید و فروش این شرکت چگونه است؟ به‌ عنوان‌ مثال، اگر می‌خواهید محصولی تولید کنید که یکی از مواد تولیدی آن پلاستیک است و اتفاقاً پدرتان صادرکننده‌ی پلاستیک خام به مالزی است، کاملاً منطقی است که تصمیم بگیرید کسب‌ و کارتان را در مالزی راه‌اندازی کنید.

در حالی‌ که راکوتن ونچرز پیش‌ از این به صنایع خاصی نظیر هوش مصنوعی، تکنولوژی‌های تبلیغاتی و فرمت‌های انتقال داده گرایش بیشتری داشت، حالا مین آن معتقد است یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت این شرکت وی‌سی، پذیرا بودن فرصت‌ها و حرکات خاص بازار است. او می‌گوید اگر شرکتی از مدل کسب‌ و کار خوبی برخوردار باشد، حتماً سرمایه‌گذاران را به خود جذب می‌کند. اما در عین‌ حال اشاره می‌کند که در حوزه‌ی هوش مصنوعی (یعنی حوزه‌ی موردعلاقه‌ی او) بسیاری از شرکت‌ها این عنصر مهم را از دست می‌دهند. او می‌گوید:

وقتی به شرکت‌هایی نگاه می‌کنیم که قرار است نسل بعدی تکنولوژی‌های هوش مصنوعی را، بخصوص در چشم‌اندازهای کامپیوتری تولید کنند، می‌بینیم که اغلب آن‌ها هیچ مدل کسب‌ و کار درست و مناسبی ندارند. بیشتر شرکت‌های هوش مصنوعی، به‌واسطه‌ی نیروی مهندسین خود سطح کیفیت کار خود را بالا نگه می‌دارند، اما با توجه به هزینه‌های بالای این عرصه، نمی‌توانند مدل سودآوری را توسعه دهند. سرمایه‌گذاران انتظار دارند کسب‌ و کارهای جدید، ایده‌ای برای بازدهی سرمایه‌ی آنان داشته باشند و نشان دهند که می‌توانند به‌ خوبی مقیاس‌پذیر شوند.

کارک فاکتورهای ضروری جذب سرمایه‌ از نگاه یک سرمایه‌گذار VC

علائم خطر

مین آن، بزرگ‌ترین زنگ خطر را برای سرمایه‌گذاری، بنیان‌گذارانی می‌داند که ایده‌ی خود را به‌ صورت تکراری و نمایشی به او ارائه می‌کنند. او می‌گوید:

وقتی به بنیان‌گذاران دلسرد و بی‌جرئتی نگاه می‌کنم که گویی کاملاً به‌ صورت خودکار ایده‌ی خود را شرح می‌دهند، زنگ خطر در ذهنم به صدا در می‌آید. من متوجه می‌شوم که او هیجان و حرارتی نسبت به ایده‌ی خود احساس نمی‌کند، بلکه صرفاً کاری را انجام می‌دهد که برای آن برنامه‌ریزی کرده است. او مشتاق ملاقات با من نیست و بیشتر روی اعمالش متمرکز است تا اینکه با من تعاملی داشته باشد. این ملاقات‌ها، بسیار خسته‌کننده پیش می‌روند.

از طرف دیگر، مین آن بنیان‌گذارانی را تحسین می‌کند که واقعاً صنعت خود را خوب می‌شناسند. او ادامه می‌دهد:

آنچه مرا جذب می‌کند، نه‌ تنها شرکتی است که در صنعت مورد علاقه‌ی من فعالیت می‌کند، بلکه بنیان‌گذاری است که صنعت خود را تمام و کمال می‌شناسد و درک می‌کند. او نه‌ تنها می‌داند در شرکتش چه اتفاقی می‌افتد، بلکه می‌داند که صنعت در چه شرایطی قرار دارد. در واقع او می‌تواند همه‌ی رخدادهای پیچیده و روندها را به شیوه‌ای برای من شرح دهد که گویی کودکی پنج‌ساله هستم.

در نهایت مین آن، تلاش می‌کند که شخصاً نقاط قوت و برتری‌های شرکت‌ها را ببیند و صرفاً به توصیه‌ی افرادی که می‌گویند بهتر است در چه شرکتی سرمایه‌گذاری کند، اکتفا نکند. او معتقد است که بسیاری از سرمایه‌گذاران، همین راه را در پیش می‌گیرند. به همین دلیل به مردم توصیه می‌کند:

اگر شما یک بنیان‌گذار هستید و برای جذب سرمایه تلاش می‌کنید، باید بدانید که سرمایه‌گذاران، مخصوصاً سرمایه‌گذاران هدفمند و مصمم، تلاش می‌کنند چیزی از شما بگیرند. آن‌ها همچنین سعی می‌کنند نکات اصولی صنعت شما را یاد بگیرند، بنابراین زمانی که با آن‌ها وارد تعامل می‌شوید، این روابط را یک خیابان دوطرفه در نظر بگیرید.

کارک فاکتورهای ضروری جذب سرمایه‌ از نگاه یک سرمایه‌گذار VC

چرا سرمایه‌گذاران باید مثل اعضای هیئت‌ مدیره عمل کنند؟

مین آن، پیش از هر چیز به اشتباهات خودش به‌ عنوان یک سرمایه‌گذار اعتراف می‌کند. او توضیح می‌دهد که فاصله‌ی زمانی بین تصمیمات و عواقب آن‌ها، به حدی کوتاه است که اشتباهات به‌ سرعت آشکار می‌شوند. ولی مهم این است که درک کنید اشتباه کرده‌اید و از آن درس بگیرید. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات مین آن به‌ عنوان یک سرمایه‌گذار وی‌سی، عدم درک نقش خود به‌ عنوان یکی از اعضای هیئت‌مدیره بود.

من می‌ترسیدم با سایر اعضای هیئت‌مدیره صحبت کنم. فکر می‌کردم همه‌ی آن‌ها بهتر از من با مسائل آشنا هستند. ولی حالا می‌دانم که آن‌ها نیز مثل من، به دنبال راهنمایی گرفتن بودند. من یاد گرفتم که اگر می‌خواهید چیزی بگویید، باید آن را به شیوه‌ای بیان کنید که برای بنیان‌گذار معنی‌دار باشد. اما هرگز نباید حرفتان را پیش خودتان نگه‌ دارید.

اشتباه دیگر او، دست‌کم گرفتن نقش اعضای هیئت‌مدیره بود. هرچند او حالا دید عمیق‌تر و واقعی‌تری نسبت به این جایگاه دارد. به همین دلیل هم تأکید می‌کند که چه سرمایه‌گذاران و چه اعضای هیئت‌مدیره، باید همه‌ی تلاششان را برای پیشرفت شرکت و رفع موانعی که بر سر راه بنیان‌گذار وجود دارد، به کار بگیرند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 8 اسفند 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک سخنرانی های تد #41 بری شوارتز

چه چیزی باعث می‌شود که کار رضایت بخش شود؟ به غیر از حقوقی، ارزش‌های نامشهودی وجود دارند، بری شوارتز پیشنهاد می‌کند که شیوه فعلی تفکر درباره کار بی‌اساس است. زمان آن فرا رسیده که این تفکر را که کارگران چرخ دنده‎های چرخه هستند را متوقف کنیم.





نوع مطلب : سخنرانی های TED، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 29 بهمن 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک عکس نوشته #70




نوع مطلب : عکس نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 28 بهمن 1396
احمدرضا علی بخشی


( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...