اسکرول بار

 
كارك
چیزی كه شروع نشده هرگز به پایان نخواهد رسید
درباره وبلاگ


محفلی برای كارآفرینان و صاحبان كسب و كارهای كوچك SBA, ایده پردازی و خلاقیت, تكنولوژی فكر, سبك زندگی

مدیر وبلاگ : احمدرضا علی بخشی
نظرسنجی
لطفا نظرتان را در مورد میزان رضایت و سودمندی محتوای وبلاگ بیان فرمایید.








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 



در این وبلاگ
در كل اینترنت
 
تماس با ما
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
افزایش بازدید
 
در تلگرام منتظر شما هستیم
عضویت در کانال تلگرام کارک

تعریف ساده ای از خلاقیت توسط یک شاعر

کارک تعریف ساده ای از خلاقیت رابرت فراست

رابرت فراست (1963-1874) شاعر فقید آمریکایی، در قالب شعر، تعریف ساده و در عین حال گویایی از خلاقیت دارد که خواندن آن خالی از لطف نیست.

شعرهای رابرت فراست کلاسیک و همه از وزن و قافیه برخوردارند. بیشتر این شعرها در بندهای آغازین، خواننده را به دیدن منظره‌ای فرا می‌خوانند و در بندهای پایانی نتیجهٔ فلسفی را به وی پیشکش می‌دارند. چنان‌که خود فراست هم در جایی می‌گوید: شعر با خیال و زیبایی آغاز می‌شود و با حکمت پایان می‌گیرد.

دو جاده در جنگلی زردفام از همدیگر جدا می‌شوند،

و متاسفانه من قادر نبودم هر دویشان را دنبال کنم
پس برای انتخاب یکی، مدتی طولانی ایستادم
و به امتداد آن، تا جایی که چشم کار می‌کرد نظر انداختم
تا جایی که زیر بته‌های جنگلی پیچ می‌خورد و از نظر محو می‌شود.
سپس دیگری را برگزیدم، برای وضوح و زیبایی‌اش
و شاید به خاطر ادعای بهترش،
چون آنجا علفزار بود و رهگذر می‌طلبید
گو این که هر دو رهگذران زیادی داشتند
و حقیقتاً به یک اندازه لگدمال شده بودند
و هر دوی آنها آن روز صبح، مانند هم آرمیده بودند.
با برگ‌هایی که هنوز جای هیچ ردپایی بر آنها نیفتاده بود.
آه، من اولی را به دیگری موکول کردم!
می‌دانستم که هر راهی به راهی دیگر می‌رسد و این ادامه می‌یابد . . .
پس شک داشتم که هرگز فرصت برگشت یابم
پس؛ جایی سال‌ها و سال‌ها بعد،
این جمله را با آهی آرامش‌بخش خواهم گفت:
دو جاده درجنگلی از هم جدا می‌شدند و من . . .
من آن را که مسافر کمتری عبور کرده بود برگزیدم،
و همین، تمام دگرگونی‌های زندگیم را موجب شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 20 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک سخنرانی های تد نات هاناس

آیا ممکن است که یک شرکت را همزمان اداره و از نو بازسازی کرد؟ برای استراتژیست تجاری نات هاناس، توانایی نوآوری پس از موفقیت، نشانه یک سازمان خوب است. او بینش خود را از اینکه چگونه تعادلی بین کامل سازی آنچه تا کنون بخوبی یاد گرفته ایم و جستجوی افکار کاملا جدید با ما در میان می گذارد و مشخص می کند که چطور از دو دام بزرگ استراتژی دوری کنیم.






نوع مطلب : سخنرانی های TED، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 20 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک موشن گرافی انیمیشن استراتژی اقیانوس آبی

هاروارد - استراتژی اقیانوس آبی

گیلا لبیتِی یکی از بنیانگذاران سیرک آفتاب در سال 1984 بود که خیلی زود به میزان درآمدی رسید که برای کسانی مثل برادران رینگلینگ (Ringling) به دست آوردنش بیش از یک قرن طول کشید. حتی با وجود اینکه کسب و کار سیرک مدت‌ها در مسیر تنزل قرار داشت.

سیرک آفتاب چطور در چنین شرایط بغرنجی شکوفا شد؟  پاسخش رو میشه در این تئوری پیدا کرد:  دنیای کسب و کار از دو نوع بازار تشکیل شده: اقیانوس آبی و قرمز، مفهومی که  توسط دو پروفسور به نام‌های دبلیو چَن کیم (W. Chan Kim) و رِنی مُبُورن (Renée Mauborgne) معرفی شد.  اقیانوس قرمز نشون دهنده بازار صنایع موجوده که در اون محدودیت بازار و قوانین رقابت بخوبی تعریف شده. شرکت‌ها با هم رقابت دارن از رقبا سبقت می‌گیرن و سهم زیادی از تقاضای موجود رو به دست میارن. هر چه این فضا بیشتر اشغال میشه، رقابت شدید بین اونها آب رو خون آلود می‌کنه. این که چطور اقیانوس قرمز توسط رقبا اشغال میشه توسط رقابت یا استراتژی رقابتی تعیین میشه. در مقابل، اقیانوس آبی یا استراتژی ایجاد بازار رو داریم؛ یعنی چطور زمانی که تقاضا ایجاد میشه بازارهای ناشناخته به وجود بیاریم. تو بعضی از موارد صنایع کاملاً جدیدی به وجود میان. اما بیشتر اقیانوس‌های آبی وقتی ایجاد میشن که شرکت تصمیم می‌گیره در مرزهای صنایع موجود تغییراتی ایجاد کنه.

سیرک آفتاب، مرزهای بین تئاتر و سیرک رو کم رنگ کرد. سیرک آفتاب جنبه‌های هنرمندانه و پیچیده‌تری به سیرک اضافه کرد و مشتریان خاص و جدیدی رو به سمت خودش جذب کرد. یعنی بزرگسالانی که حاضر بودن هزینه بیشتری برای چیزی مثل تئاتر یا اپرا بدهند. سیرک آفتاب همینطور خیلی از عناصر سنتی سیرک رو مثل نمایش پر هزینه حیوانات و شعبده بازی رو حذف کرد. سیرک آفتاب فضایی جدید و پر سود خلق کرد که برخلاف روند معمول با کم شدن هزینه‌ها از کیفیت کار کاسته نشد. سیرک آفتاب به دنبال ایجاد تمایز و هزینه کم بود که کیم و موبورن نامش را نوآوری ارزشی گذاشتند. پیگیری همزمان ارزش و هزینه، منطق استراتژی اقیانوس آبی میباشد. بر اساس تحقیقی که روی بیش از 30 صنعت انجام گرفته، شرکت‌هایی که قادر به تولید اقیانوس آبی هستن می‌تونن به مدت 10 تا 15 سال از مزایای اون بهره ببرند چرا که برای رقیباشون الگو برداری از اونها سخت میشه.

شرکت‌ها برای درک خاصیت بالقوه اقیانوس آبی مثل سیرک آفتاب، باید روند استراتژیک داشته باشند، مرزهای صنعتی رو پشت سر بزارند و فضای جدیدی رو در بازار ایجاد کنند.






نوع مطلب : موشن گرافیک و انیمیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 19 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک عکس نوشته #35




نوع مطلب : عکس نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 19 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی

بازاریابی محتوایی

  کارک اینفوگرافی




نوع مطلب : اینفوگرافی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی

روش هایی برای شناسنایی و استخدام رهبر کارآفرینی واقعی

کارآفرینان به قهرمانان جدید جهان کسب‌ و‌ کار تبدیل شده‌اند. در دانشکده کسب‌ و‌ کار هاروارد، جایی که من طرح توسعه شغلی را مشاوره می‌دهم، حتی دانشجویانی که می‌خواهند به شرکت‌های بلوچیپ۱ بپیوندند و هیچ قصدی برای شروع استارت‌آپ‌ ندارند، اگر کسی به آنها بگوید که آنها «کارآفرینانه» عمل نکرده‌اند، ممکن است این را بی‌احترامی قلمداد کنند.

من دلیل این مساله را درک می‌کنم: کارآفرینی در بازار نیروی کار امروز به شدت ارزشمند است. شرکت‌ها در همه شکل‌ها و اندازه‌ها می‌خواهند به شدت نوآور و چابک دیده شوند و همه این ویژگی‌ها به‌طور سنتی به کارآفرینان نسبت داده می‌شود.

شرکت‌ها در فرآیندهای استخدام خود، روشی علمی برای جداسازی کارآفرینان واقعی از دیگر کاندیداهای مستعد ندارند در عوض، به کلیشه‌های قبلی رجوع می‌کنند. من در پژوهشم روی چگونگی حل این مشکل توسط شرکت‌ها کار کرده‌ام. در تلاش برای درک اینکه چه چیزی کارآفرینان را ویژه می‌سازد، نتایج تست روانشناسی روی بیش از ۴ هزار کارآفرین موفق از کشورهای متعدد را در برابر ۱۸۰۰ رهبر کسب‌ و‌ کار که خودشان را به‌ عنوان مدیران کل و نه کارآفرین معرفی کرده‌اند مقایسه کردم. جای شگفتی نبود که این دو گروه نکات مشترک داشتند. در ۲۸ بعد از ۴۱ بعد رهبری سازمانی، تقریبا هیچ تفاوتی در مهارت‌های آنها نبود. زمانی که با دقت بیشتری نگاه کردم و ارزیابی‌های مهارت آنها را با اطلاعات علائق زندگی‌شان و ویژگی‌های شخصیتی آنها مقایسه کردم دریافتم که کارآفرینان سه خصوصیت مشخص دارند: توانایی پیشرفت در شرایط عدم‌اطمینان، میل شدید به مالکیت پروژه‌ها و مهارت منحصر‌ به‌ فرد در قانع‌سازی. همچنین دریافتم که به‌عنوان مثال، همیشه این طور نیست که کارآفرینان همواره خلاقیت خارق‌العاده‌ای داشته باشند بلکه آنها بیشتر کنجکاو و فعال هستند. آنها جویندگان ریسک نیستند؛ بلکه نااطمینانی‌ها را می‌یابند و انگیزه ایجاد می‌کنند. در این مقاله، برخی کلیشه‌ها در مورد کارآفرینان را بررسی خواهم کرد و آنچه در واقعیت وجود دارد را توضیح خواهم داد. همچنین توصیه‌های عملی در سوالات مصاحبه و گزینش رزومه ارائه خواهم داد.


کارک آموزش کارآفرینی از سیر تا پیاز #5

نیازمندی‌های خود را بشناسید

پیش از استخدام رهبران کارآفرینی، مدیران باید به یک سوال مهم پاسخ دهند: آیا این شرکت واقعا به این فرد نیاز دارد؟ همه چالش‌های سازمانی یک نگرش کارآفرینی را ایجاب نمی‌کنند. در پژوهش من موسسان موفق به‌عنوان یک گروه، به شدت به مقیاسی که میل به قدرت و کنترل را اندازه‌گیری می‌کند، امتیاز بالایی دادند و این امتیاز به‌طور قابل‌توجهی نسبت به رهبران غیرکارآفرین بالاتر بود. این خصوصیت می‌تواند منجر به تعارض در موقعیت‌هایی شود که اشتراک اطلاعات و قدرت برای عملکرد سازمانی حیاتی است. اگر به این نتیجه رسیدید که یک رهبر کارآفرین، آن چیزی است که سازمان شما به آن نیاز دارد، آنگاه درک شخصیت کارآفرین از یک روش دقیق و پیچیده مهم است. اکنون بیایید نگاهی به دیدگاه‌های عمومی در مورد کار آفرینی و نتایج تحقیق بیندازیم.

تصور قالبی: کارآفرینان فوق‌العاده خلاق هستند.

حقیقت: کارآفرینان جست‌وجوگران کنجکاو برای مخاطره، یادگیری و فرصت‌ها هستند.

یک تصور عمومی این است که کارآفرینان و افرادی که از محیط‌های به شدت در حال تغییر و نوآور لذت می‌برند، نسبت به سایرین خلاق‌تر هستند. اما انواع بسیاری از خلاقیت در کسب‌ و‌ کار وجود دارد. به‌ عنوان مثال برخی مدیران، در تثبیت کردن خلاق هستند و از چالش بازگرداندن یک سیستم به موقعیت بهینه قبلی لذت می‌برند. گرچه قطعا درست است که کارآفرینان در تفکر اصیل برتری دارند؛ اما بسیاری از غیرکارآفرینان نیز چنین هستند. در واقعیت، آنچه افراد کارآفرین را جدا می‌سازد چیزی است که اندکی متفاوت به نظر می‌رسد؛ چیزی که وسیع‌تر و عمیق‌تر از آن چیزی است که با لغت «خلاقیت» بیان می‌شود. چیزی که قصد داریم آن را توضیح دهیم توانایی پیشرفت در شرایط عدم اطمینان است.

یک جنبه مهم برای این بعد «پذیرا بودن تجربیات جدید» است. من در پژوهشم دریافتم که این ویژگی، تنها خصوصیتی است که رهبران سازمانی کارآفرین را از همتایان متعارف آنها متمایز می‌سازد. پذیرا بودن تجربیات جدید به معنای داشتن یک نیاز پویا برای جست‌وجو و یادگیری است. این مورد مستلزم تنها میل به عمل در محیط‌های غیرقابل‌پیش‌بینی نیست؛ بلکه یک موقعیت بهبودیافته از انگیزه است که در شرایط ناشناخته‌ها و ناآزموده‌ها اتفاق می‌افتد. برای افرادی که به این بعد امتیاز بالایی می‌دهند، ناشناخته‌ها به جای اضطراب، منبع هیجان هستند. کارآفرینان از فرآیند «خلق چیزهای غیرمعمول» لذت می‌برند. آنها نسبت به همتایان شرکتی‌شان خود را کمتر مقید به عرف می‌دانند و بیشتر این فرض را در نظر می‌گیرند که همه چیز می‌تواند بهتر شود. به این دلیل، آنها در محیط‌هایی پیشرفت می‌کنند که یک فرصت بازار وجود دارد اما هیچ محصول یا خدماتی وجود ندارد یا جایی که یک محصول است اما استراتژی ورود به بازار واضح و روشن نیست.

تصور قالبی: کارآفرینان از ریسک لذت می‌برند و به دنبال آن هستند.

حقیقت: کارآفرینان ریسک را راحت‌تر می‌پذیرند.

یک دیدگاه غالب دیگر، این است که افراد کارآفرین عاشق ریسک هستند. اما این قضیه درست نیست؛ مانند هر فرد موفق در جهان کسب‌ و‌ کار، کارآفرینان نیز به دنبال حداقل کردن ریسک در هر فرصت هستند. گرچه بسیاری از مطالعه‌ها نشان داده‌اند که کارآفرینان نسبت به مدیران معمول راحت‌تر با ریسک کنار می‌آیند. به عبارت دیگر، زمانی که پذیرش ریسک برای دستیابی به هدف مطلوب ضروری است، کارآفرینان در کنار آمدن با آن و مدیریت نگرانی‌ها و اضطرابی که شاید سایرین را از پا بیندازد، بسیار بهتر عمل می‌کنند. تحقیق من همچنین نشان داده است که همکاران رهبران کارآفرینی، آنها را نسبت به مدیران اجرایی سنتی‌تر در شاخص «راحتی با ریسک» به‌طور قابل‌توجهی بالاتر رتبه‌بندی کرده‌اند. رهبران کارآفرین نسبت به همتایان شرکتی خود ضرورتا سرسخت‌تر و پراستقامت‌تر نیستند. در رتبه‌بندی‌های انعطاف‌پذیری که از ۳۶۰ بازبینی به‌دست آمده است، من هیچ تفاوت شگرفی بین این دو گروه پیدا نکردم. بلکه نکته‌ای که دریافتم این بود که محیط‌های به شدت غیرقابل‌پیش‌بینی و مبهم برای رهبران کارآفرین یک منبع انگیزه به شمار می‌روند. این دلیل دومی است که چرا آنها در شرایط نبود اطمینان پیشرفت می‌کنند.

ارزیابی توانایی برای پیشرفت در شرایط عدم اطمینان

پذیرا بودن تجربیات جدید و راحتی با ریسک، اجزای اصلی توانایی برای عملکرد خوب در محیط‌های غیرقابل‌پیش‌بینی هستند؛ گرچه بسیاری از افراد نکات ضروری برای یکدندگی، استقامت یا انعطاف را به‌طور نادرست درک می‌کنند. اینها ویژگی‌های به شدت مطلوب برای یک رهبر سازمانی هستند (و موقعیت سازمان شما ممکن است به آنها نیاز داشته باشد) اما اگر هدف شما برای یک رهبر کارآفرین است، این ویژگی‌ها نامربوط خواهند بود.

به‌جای آن باید این موارد را امتحان کنید: آیا کاندیدای موردنظر انتخاب‌هایی می‌کند که به‌طور واضح به دنبال مخاطره است و از حداقل‌سازی ریسک می‌آموزد؟ این مثال‌ها ممکن است شامل موارد زیر شود: انتخاب یک دانشکده کمتر شناخته‌شده برای پیگیری یک علاقه خاص؛ گذراندن یک سال در خارج از کشور به‌عنوان یک تجربه رشد؛ انتخاب کار کردن برای یک شرکت کوچک به شدت نوآور به‌ جای یک شرکت بزرگ؛ زندگی در یک بخش متفاوت و جذاب یک شهر به‌ جای نقاط حرفه‌ای معمول؛ اخذ ریسک‌های واقعی در نقش‌های قبلی سازمانی و پذیرش پروژه‌ها برای دریافتن اینکه کدام منابع کمیاب و کدام پیامدها نامطمئن هستند. زمان مصاحبه، مدیران کارآفرین سوالات جسورانه می‌پرسند، در مکالمات پیش‌قدم خواهند شد، در مورد ارائه پاسخ‌های مطلوب نگرانی اندکی نشان خواهند داد و اشتیاق محض و تقریبا بی‌صبرانه را آشکار خواهند کرد. آیا پاسخ‌های کاندیداها قانونمند است؟ هر نوع فرصتی که به کاندیداها اجازه نشان دادن اراده و ظرفیت خود برای کشف ناشناخته‌ها را می‌دهد از دست ندهید. سوالات پیش‌رو به شما کمک خواهد کرد تا کاندیداهایی را شناسایی کنید که در شرایط عدم‌اطمینان پیشرفت می‌کنند. اما به دنبال بهترین پاسخ‌ها نباشید؛ به دنبال حوزه‌ای باشید که در آن کاندیدای موردنظر از ارزش اکتشاف، یادگیری، نگرش‌های جدید و میل به پذیرش ریسک برای دستیابی به یک نتیجه مهم دفاع کند.

برخی سوالات مصاحبه که باید به آنها توجه کنید:

از کدام یک بیشتر می‌ترسید: اضطراب یا ناامیدی؟

آیا می‌خواهید برای محقق کردن امری مهم، خود را به دردسر بیندازید؟

کدام یک ارزشمندتر است؟ غریزه یا خرد؟ چرا؟

کدام یک ارزشمندتر است؟ تصور یا تحلیل؟ چرا؟

یک فضانورد به دنبال ساکن شدن در مریخ است. مکالمه‌ای بین بخشی از شما که می‌خواهد به این ماموریت بله بگوید و بخشی که ممکن است نه بگوید داشته باشید.

ما (یا یک رقیب) تصمیم گرفتیم تا این محصول را به این شیوه شروع کنیم. چگونه می‌توانیم آن را به‌طور متفاوتی انجام دهیم؟

به سرعت، یک گزینه از هر جفت کلمات پیش‌رو انتخاب کنید. (سعی نکنید به این پاسخ‌ها امتیاز دهید، بلکه به دنبال یک الگوی کلی باشید.)

با ثبات یا منعطف/ مسلم یا بالقوه/ با احتیاط یا جسور/ قابل‌پیش‌بینی یا ممکن/ پاداش یا حقوق/ امنیت یا فرصت/ چابک یا ثابت/ تغییر یا ثبات/ شناخته یا ناشناخته/ شکیبایی یا هیجان/ وحشی یا رام/ متنوع یا قطعی/ به ارث بردن یا ایجاد کردن.

تصور قالب: کارآفرینان فروشندگان مادرزاد هستند.

حقیقت: این مورد درست است.

تحقیق من بسیاری از مطالعات پیشین را تایید می‌کند؛ مطالعاتی که بر اهمیت اطمینان و قوه اقناع بین رهبران کارآفرین تاکید دارند. زمانی که مهم است موفق شوید یا چیزی را محقق کنید، اما روشن نیست که چگونه این کار را انجام دهید، باید در ابتدا به این باور برسید که می‌توانید به هدفتان دست یابید و دوم اینکه همه افرادی که می‌توانند به شما کمک کنند را متقاعد کنید.

کارآفرینان باید بتوانند دیدگاه خود را به اعضای تیم آینده بفروشند و این کار را پیش از آنکه آنها چیز دیگری برای ارائه داشته باشند انجام دهند. بسیاری از افراد باید ایده‌های خود را به سرمایه‌گذاران اولیه و بعدا به سرمایه‌گذاران خطرپذیر و شرکای سرمایه‌گذاری مشترک بفروشند. همه کارآفرینان باید قادر به فروش ایده‌های خود به مشتریان باشند. مورد مشابه برای افرادی به‌کار می‌رود که در حال رهبری سرمایه‌گذاری‌های جدید در خلال نهادهای بزرگ‌تر شرکتی هستند. «لی یاکوکا» یکی از موفق‌ترین مردان صنعت اتومبیل در جهان، یک رهبر کارآفرینی بود که کل شغل خود را در تنظیمات بزرگ شرکتی سپری کرد. گرچه او به‌عنوان یک مهندس آموزش دیده بود، اما خیلی زود قدم در مسیر فروش گذاشت و توانایی فروشش بود که از او فردی استثنایی ساخت. مهارت متقاعدسازی‌اش در هر تغییری به او کمک کرد. یک مورد از کارهای بزرگ فروش او: متقاعد کردن شرکت فورد برای سرمایه‌گذاری بزرگ در توسعه ماشین‌های اسپورت ارزان‌ قیمت‌تر (که منجر به موفقیت پدیده فورد موستانگ شد.)

ارزیابی قوه اقناع

ارزیابی قوه اقناع با ارزیابی توانایی برای پیشرفت در شرایط نبود اطمینان و اشتیاق به مالکیت متفاوت است. اکثر شواهد مستقیما از تعاملات با کاندیداها ناشی خواهد شد و رهبران سازمانی که مشتاق به این بعد هستند، شما را متقاعد خواهند کرد که آنها می‌توانند کار را به نتیجه برسانند. آنها به دنبال مسائل مرتبط و اقدام‌های بالقوه در یک مسیر ثابت و هوشمندانه خواهند بود و در مورد ناشناخته‌های این موقعیت صداقت خواهند داشت؛ اما در عین حال در مورد توانایی خود در فائق آمدن بر پیشامدهای غیرمترقبه شکی به خود راه نمی‌دهند.

در اینجا چند سوال مصاحبه در مورد رفتار گذشته که ممکن است مفید باشد ارائه کرده‌ایم؛ گرچه این پاسخ‌ها باید نسبت به رفتار واقعی یک کاندیدا طی فرآیند انتخاب، وزن کمتری داشته باشد. در واقع باید این بعد رهبری کارآفرینی را ارزیابی کنید؛ چنانچه گویی برای یک موقعیت اجرایی فروش استخدام شده‌اید.

برخی پرسش‌های مصاحبه که باید به آنها توجه کنید:

چه نوع تجربیاتی در زمینه فروش داشته‌‌اید؟

آیا می‌توانید در مورد تجربه فروش چالش‌برانگیزی که داشته‌اید برای ما بگویید؟

آیا می‌توانید یک موقعیت خاص را توصیف کنید که آن قدر مهم بوده باشد که شما نظر دیگران را تغییر دهید؟

متقاعد کردن یک گروه از همتایان اجرایی تا چه حد نسبت به فروش به یک مشتری متفاوت است؟

نتیجه

رهبران سازمانی استثنایی نکات مشترک زیادی دارند و اکثر آنها می‌توانند خود را با چالش‌های سازمانی پیش‌رو وفق دهند. گرچه رهبران سازمانی که واقعا کارآفرین هستند، زمانی که یک موقعیت نیازمند یک اقدام مخاطره‌آمیز است برتری می‌یابند و زمانی که نااطمینانی افزایش می‌یابد باانگیزه‌تر می‌شوند و توانایی قابل‌توجهی برای ترغیب دیگران برای پیروی از اقدام‌شان دارند. این ویژگی‌ها می‌تواند در سازمان‌های پیچیده مساله‌ای غامض باشد؛ جایی که واحدهای ثابت کسب‌ و‌ کار باید سخت با یکدیگر کار کنند و رهبران سازمانی باید روزانه اطلاعات و توانایی را به اشتراک بگذارند. اما اگر سازمان شما نیاز به کسی دارد که‌ ایده‌های نوآورانه را به بنگاه‌های بالغ و مستقل تغییر دهد یا مدل‌های کاملا جدیدی را ارائه دهد، شاید زمان آن فرارسیده است که یک رهبر سازمانی کارآفرین استخدام کنید.

پی‌نوشت:

 blue chip -1 بر پایه تعریف بورس نیویورک به انواعی از سهام ابر شرکت‌ها گفته می‌شود که از نظر کیفیت، اطمینان، قابلیت و توانایی سودآوری شهرتی ملی را دارا باشند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک سخنرانی های تد آدام گرانت

در هر محل کار، سه نوع اصلی افراد هست: دهنده‌ها، گیرنده‌ها و سازگارها. آدام گرانت، روان‌شناس کار، این شخصیت‌ها را تجزیه می‌کند و راهبردهای ساده‌ای برای ترویج فرهنگ سخاوت و مراقبت از کارمندان خدوم برای بهره‌برداری حداکثری از سهم‌شان است.






نوع مطلب : سخنرانی های TED، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک عکس نوشته #34




نوع مطلب : عکس نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی

به کودکان توانایی حل مسأله یاد دهید

طرز تفكر كار كارآفرینانه
همیشه با یك پرسش شروع می شود؛"بزرگ شدی میخوای چه كاره شی؟!" برای اكثریت خانواده ها، مشاغلی همچون پلیس، آتش نشان، دكتر، نقاش و بالرین جزء بالاترین پاسخ ها هستند، تقریبا فقط یك درصد پاسخ ها مربوط به كارآفرینی است.

نورمن گلداستین، موسس  By Kids For Kid یك شركت آموزشی و خانوادگی كه مشتریانش را به دانش آموزان، معلمان و خانه دارها ارتباط می دهد. هدف شركت او، برانگیختن، قدرت بخشیدن و كمك به نوآور شدن جوانان است. گلد استین می گوید: كودكان از همان روز اول كه پشت میز مدرسه می نشینند باید کارآفرینی  را به آن ها آموزش داد
در ادامه او می گوید: تفاوت زیادی در آموزش یك جوان 20 ساله با یك كودك در اولین زمان وجود دارد. سرانجام كارآفرینی در نگاهی كه كودكان نسبت به دنیا دارند، تغییر خواهد كرد.

کارک به کودکان توانایی حل مسأله یاد دهید

اهداف سازمان BKFK تغییر دیدگاه جهان، بوسیله رقابت جوانان در عرصه كسب و كارهایشان است. چالش هایی كه كودكان 7 ساله و بالاتر با آن ها برخورد میكنند، باعث می شود ایده كسب و كارهای جدید را خلق كنند.
گلداستین میگوید: "ما از خانواده های مان با تغییرات یاد میگیریم." "از تربیت سخت گیرانه تا بسیار آزاد و یا غایب"
تجربه شخصی گلداستین پس از سال ها پرورش جوانان کارآفرین، ایده دخترش (قطعات شکسته مداد) بود که توانست در سال 2002، اختراعش را کسب کند و یکسال بعد سرمایه این کار را کسب کرد، 5 درصد هم سود برداشت کرد و توانست آن را در تمام کشور به فروش رساند.
گلداستین می گوید بچه ها نیاز به تشویق شدن در زمان اشتباهاتشان دارند، باید اجازه دهید چیزهایی را خلق کنند و همانها را بشکنند تا بتوانند نتیجه کسب کنند و تمام مهارتهای کسب و کار را به راحتی می توان به بچه ها آموزش داد.
مکس والکس 17 ساله در اکثر برنامه های BKFK، شرکت کرده است. او اولین بار در سن 12 سالگی توانست بوسیله برنامه هایBKFK، از مواد بازیافتی  وسایل با ارزشی بسازد. والکس برای ساخت سقف خانه خود، جایزه بهترین دکور در کشور را دریافت کرد. والک میگوید: "بوسیله رقابت و اختراع، صرف نظر از موفقیت یا شکست، توانستم اولین سازمان غیرانتفاعی خودم PuzzlestoRemember.org را برای بیماران آلزایمر تاسیس کنم.
والک در سال 2013 همراه با 10 نوجوان دیگر، جایزه Diller Teen Tikkun Olam را برای رهبری، نوآوری و تعهد به تبدیل جهان به مکانی بهتر دریافت کرد.
BKFK، یک روش برای پرورش کارآفرینان جوانی همچون والک ابداع کرده است. برای یادگیرندگان جوان این تکنیک بسیار ساده است و کودکان را در اولین مرتبه حل مساله شان تشویق می کند. بطور مثال در سال 2012، این شرکت با شرکت Sears در برنامه کوکان سال دوم پیش دبستان همراه شد و از آنها خواست تا اسباب بازی هایی طراحی کنند که همسالان شان بتوانند با آن ها ارتباط برقرار کنندوقتی که بچه ها به پایه های سوم تا ششم برسند، می توانند با مفاهیم مختلف کسب و کار همچون برنامه های مالی، هزینه ها، بازاریابی، تبلیغات، سود و انسان دوستی آشنا شوند. 
دنا هیل استاد بازاریابی دانشگاه هویزنگا موافق است که طرز فکر کارآفرینانه در کودکان باید در همان سنین پایین آغاز شود.
دنا هیل می گوید: "امروزه دانشجویان دیگر به دنبال کارهای ثابت با مزایا و بازنشستگی نیستند." "آن ها می خواهند به راحتی به عقب حرکت کنند و قسمتی از یک چیز بزرگتر باشند."

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی

چگونه یک مدل کسب و کار برای استارتاپ تدوین کنیم؟


کارک اینفوگرافی چگونه یک مدل کسب و کار برای استارتاپ تدوین کنیم؟




نوع مطلب : اینفوگرافی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 17 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک عکس نوشته #33




نوع مطلب : عکس نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 17 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک موشن گرافی قسمت پنجم (انیمیشن حکایت خط لوله)

موشن گرافی قسمت پنجم (انیمیشن حکایت خط لوله)





نوع مطلب : موشن گرافیک و انیمیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 17 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی

ده قانون موفقیت از زبان بیل گیتس 

من ترسی از شروع نداشتم یا اینکه بخوام همه چیز رو رها کنم ... تنها چیزی که منو می­ترسوند وقتی بود که می­خواستم دوستام رو استخدام کنم و اونا انتظار داشتن حقوق بگیرن و ما یه سری مشتری هایی داشتیم که من فکر می­کردم خیلی موفق بشن ولی ورشکسته شدن و بعد از اون من رویکرد به شدت محافظه­ کارانه ای رو پیش گرفتم که باید به اندازه بودجه لازمه برای یک سال تو حسابم پول داشته باشم حتی اگه نتونم قرض و قوله های جاری رو پرداخت کنم ... و این اصلیه که در تمام مدت بهش وفادار موندم و الان 10 میلیارد دلار داریم . فکر کنم واسه سال بعدمون کافی باشه. برای تاسیس یه شرکت لازمه انرژی زیادی رو صرف کنید و برای این کار باید حس ترس از ریسک ­پذیری رو از خودتون دور کنین. به نظرم لزوما نباید در ابتدای کار، شرکت خودتون رو بزنین . به نظرم می­تونین با کار کردن تو شرکتای دیگه کلی چیز میز یاد بگیرین و ببینین اونا چطور کارا رو پیش می­برن وقتی سنتون کمه سخته بخواین خودتون رو درگیر مکاتبات اداری کنین. اون فرضیات اولیه کار رو برام سخت می کرد. الان اگه زیر 25 سال باشین می­تونین رانندگی کنین ولی اون موقع من همش تاکسی می­گرفتم تا برم مشتری ها رو ببینم. 


 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 15 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی
کارک سخنرانی های تد رجینا هارتلی

فرض کنید بین انتخاب یک کاندیدای شغلی با رزومه عالی و شخصی ماندهاید که با دشواریها جنگیده، رجینا هارتلی مدیر منابع انسانی معتقد است که به «خروس جنگی» فرصت دهیم. بعنوان شخصی که در فلاکت بزرگ شده، هارتلی میداند آنهایی که در تاریکترین دوران شکوفا شدهاند توانمند به شجاعت و استقامت لازم در ادامه محل کار دائما شدهاند. «حریف دستکم گرفته شده را گزینش کنید، کسی که سلاحهای مخفیاش شور و اشتیاق و هدف هستند،» این را هارتلی میگوید. «خروس جنگی را انتخاب کنید.»






نوع مطلب : سخنرانی های TED، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 15 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی

تکنیک های خلاقیت و نوآوری ویژه استارتاپ ها

کارک تکنیک های خلاقیت و نوآوری ویژه استارتاپ ها

هدف من از ارایه این مباحث این است که در کنار آشنایی با اصول کارآفرینی بصورت گام به گام، تکنیک­هایی ساده و کاربردی در مورد هر یک از این اصول را ارایه بدم. در این هفته قصد دارم به مقوله خلاقیت بپردازم. همانطور که گفتیم، کارآفرینی با نوآوری و خلاقیت رابطه تنگاتنگی داره .


یک سئوال »»» آخرین باری که یک ایده خلاقانه به ذهنتان رسید کی بوده؟ بگذارید سئوال ساده ­تری بپرسم، آخرین باری که اصلا ایده ­ای به ذهن تان رسیده چه زمانی بوده، در چه شرایطی؟ (اصلا به اینکه ایده خلاقانه بوده فکر نکنید . . .)

در آن شرایط چه حسی داشته اید؟ وقتی ایده به ذهنتان رسید چه حسی پیدا کردید . . .

در مورد خلاقیت در علوم مختلف تعاریف مختلفی ارایه شده که هر کدام از اونها به جنبه ­ای از خلاقیت اشاره دارند، مثلا در علم مدیریت، این تعاریف ارایه می­شوند:

خلاقیت بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی به طرزی نوین.

در علم روانشناسی، تعریف خلاقیت بر پایه تعریف تفکر بنا شده است؛

تفکر فرآیندی است که شما در آن به بازآرایی، تحلیل و تغییر اطلاعاتی که در حافظه دراز مدتتان وجود دارد می­پردازید، خوب جالبه بدونید که ما دونوع تفکر داریم، تفکر همگرا و تفکر واگرا. تفکر همگرا همون بازآرایی و مرتب سازی اطلاعات در حافظه دراز مدت است و تفکر واگرا، که رابطه خیلی زیادی با خلاقیت هم دارد، عبارتست از فرآیند ترکیب و مرتب سازی جدید و متفاوت از اطلاعات، در این تفکر شما روابط جدیدی را بین اطلاعات موجود کشف می کنید، این تفکر واگرا همان خلاقیت است!

جالب است بدانید، عده ­ای بر این باور هستند که خلاقیت نوعی حالت روحانی است که انسان به سرمنشا الهی متصل می­شود و حالتی مشابه وحی دارد. خوب حالا بیایید ببینیم رابطه خلاقیت با استارتاپ چیست؟


استارتاپ و تکنیک­های خلاقیت

یادتان باشد، این روزها همه کسب و کارها به دنبال روش­های جدید ارزش ­آفرینی و ایجاد مزیت رقابتی هستند، استارتاپ­ها از جمله کسب و کارهایی هستند که پایه و اساس آنها نوآوری و کشف و بهره برداری از فرصت­هاست که در این زمینه خلاقیت نقش بسیار مهمی را بازی می­کند. شما بعنوان یک موسس و کارآفرین اگر با تکنیک­های خلاقیت آشنا شوید، می­توانید از این جعبه ابزار برای حل مسایل و پیشرفت کسب و کار خودتان استفاده نمایید. سعی کنید که مهارت­های تفکر خلاق را به تدریج هم خودتان و هم تیمتان کسب کنید.
شخصا از تکنیک­های خلاقیت و تفکر خلاق در حوزه­ های زیر در طی کردن یک فرآیند استارتاپی استفاده کردم.

انتخاب نام، شعار، دامنه و کپی رایتینگ استارتاپتان
طراحی تجربه کاربری (شاد کردن مشتری و شگفت ­زده کردن وی)
شیوه ­های نوین ایجاد ارزش و طراحی مدل کسب و کار
راهکارهای تبلیغاتی و طراحی و ایده پردازی تبلیغات دهان به دهان
شیوه انجام تحقیقات کاربر و طراحی مصاحبه ­های کیفی
طراحی MVP و نمونه­ سازی اولیه خدمات و محصولات

تکنیک­های رایج خلاقیت و نوآوری ویژه استارتاپ­ها

در اینجا بصورت خیلی مختصر تعدادی از تکنیک­های خلاقیت را معرفی می­کنیم و در مطالب آینده به تک تک آنها به همراه مثال خواهیم پرداخت.


تکنیک بارش مغزی (طوفان فکری)

در مورد این تکنیک منابع زیادی وجود دارد، کافیست یک جستجوی ساده در اینترنت در مورد آن انجام دهید. بارش فکری، جلسه ­ای خاص با قوانینی خاص برای تولید ایده ­ها، پیرامون موضوعی مشخص می­باشد. جالب است بدانید که بسیاری از تکنیک­های خلاقیت را می­ توان در قالب جلسه بارش فکری بصورت گروهی، با کیفیت بالا بکار برد (مثلا ترکیب تکنیک چه می شود اگر و طوفان فکری). مهمترین قوانین این جلسه این است که، نباید ایده­ ها مورد قضاوت قرار گیرند و تعداد ایده ­ها مهمتر از کیفیت ایده­ هاست! این جلسه معمولا یک تسهیل­گر نیز دارد که جلسه را مدیریت و هدایت می­نماید.


تکنیک چه می­شود اگر

 قطعا برای شما نیز اتفاق افتاده است که در برخورد با یک پدیده یا مشکل، با خودتان گفته باشید، چی می­شد اگه . . . مثلا کفشم هیچوفت کثیف نمی­شد، یا کفشهام رنگش قابل تغییر بود، یا اصلا بو نمی­گرفت و . . . بله این تکنیک به همین سادگی است! فرض کنید شما می­خواهید در مورد یک محصول یا خدمتی خاص ایده ­پردازی کنید، عنوان موضوع را بر روی یک وایت بورد می­ نویسید و از افراد می­خواهید که عبارتی که با چی می شد اگه . . . شروع می­شود را در مورد آن موضوع بیان کنند، بهتره در این جلسه نیز از قوانین بارش فکری بهره ببرید.

ایده هایی برای تقویت خلاقیت

شما از روشهای ساده ­ای می­توانید به تقویت مهارت خلاقیت خود بپردازید، مهمترین دشمن خلاقیت، خود شما هستید، بله خود شما و تجربه گذشته ­تان. قالب­های ذهنی ­ای که حاصل تجربیات گذشته شما هستند، باعث می­شوند که خودتان را محدود کنید، نگران نباشید همه ما درگیر قالب­های ذهنی هستیم، ولی با یکسری فعالیت ­های ساده می­توانید کم کم موتور خلاقیت خودتان را روشن و یا آن را تقویت کنید.
تجربه­ های جدید، نقش بسیار مهمی در این زمینه دارند، شما هر چقدر اطلاعات و دانش خودتان را افزایش دهید و به موازات آن خودتان را در معرض تجربیات جدید قرار دهید، احتمال بروز خلاقیت افزایش می­ یابد. سعی کنید یک سفر هیجان­ انگیز را تجربه کنید، با کودکان و دنیای آنها بیشتر درگیر شوید، با کودکان ارتباط برقرار کنید، معما حل کنید، فیلم­های علمی تخیلی ببینید، یک ورزش جدید را امتحان کنید، اگر به موسیقی علاقه دارید یک ساز جدید را آموزش ببینید، کلا سعی کنید فعالیت­های هنری را دنبال کنید و اگر می­توانید در یک فعالیت هنری مهارت کسب کنید.
بخوانید و بخوانید و بخوانید: کتاب خواندن، آن هم خواند رمان، در تقویت قوه تخیل شما نقش بسیار زیادی دارد، حتما بارها و بارها از افراد کتاب­خوان شنیده ­اید که فیلم ساخته شده از روی یک رمان، به اندازه خود رمان جذاب نیست. دلیلش این است که شما در هنگام خواندن رمان، خودتان به تصویرسازی عناصر و فضاسازی در ذهنتان می­پردازید و این تجربه­ ای ناب است.
بسیار خوب، امیدوارم این مقاله توانسته باشه اطلاعاتی کاربردی در مورد خلاقیت ونحوه بکارگیری آن در فرآیند استارتاپی و کسب و کار شرکت شما در اختیارتان قرار داده باشد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 14 شهریور 1396
احمدرضا علی بخشی


( کل صفحات : 21 )    ...   8   9   10   11   12   13   14   ...   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات